بیان ویژگى سوره حمد و مقایسه آن با آنچه مسیحیان در نماز مى خوانند

بیان ویژگى سوره حمد و مقایسه آن با آنچه مسیحیان در نماز مى خوانند

مؤ لف : قریب باین مضمون را مرحوم صدوق در کتاب علل خود از حضرت رضا علیه السلام روایت کرده ، و این روایت همانطور که ملاحظه مى فرمائید، سوره فاتحه الکتاب را در نماز تفسیر مى کند، پس این خود مؤ ید گفته قبلى ما است ، که گفتیم : این سوره کلام خداى سبحان است ، اما به نیابت از طرف بنده اش ، و زبان حال بنده اش در مقام عبادت ، و اظهار عبودیت است ، که چگونه خدا را ثناء میگوید، و چگونه اظهار بندگى مى کند، و بنابراین سوره اصلا براى عبادت درست شده ، و در قرآن هیچ سوره اى نظیر آن دیده نمیشود، منظورم از این حرف چند نکته است . اول اینکه سوره مورد بحث از اول تا بآخرش کلام خدا است ، اما در مقام نیابت از بنده اش ، و اینکه بنده اش وقتى روى دل متوجه بسوى او میسازد، و خود را در مقام عبودیت قرار میدهد، چه میگوید. و دوم اینکه این سوره بدو قسمت تقسیم شده ، نصفى از آن براى خدا، و نصفى دیگر براى بنده خدا است .

نکته سوم اینکه این سوره مشتمل بر تمامى معارف قرآنى است ، و با همه کوتاهیش بتمامى معارف قرآنى اشعار دارد، چون قرآن کریم با آن وسعت عجیبى که در معارف اصولیش ، و نیز در فروعات متفرعه بر آن اصول هست ، از اخلاقش گرفته تا احکام ، و احکامش از عبادات گرفته تا سیاسات ، و اجتماعیات ، و وعده ها، و وعیدها، و داستانها، و عبرت هایش ، همه و همه بیاناتش به چند اصل بر مى گردد، و از آن چند ریشه جوانه مى زند، اول توحید، دوم نبوت ، و سوم معاد، و فروعات آن ، و چهارم هدایت بندگان بسوى آنچه مایه صلاح دنیا و آخرتشان است ، و این سوره با همه اختصار و کوتاهیش ، مشتمل بر این چند اصل میباشد، و با کوتاه ترین لفظ، و روشن ترین بیان ، بآنها اشاره نموده است .

مقایسه سوره حمد با آنچه مسیحیان در نماز مى خوانند

حال براى اینکه بعظمت این سوره پى ببرى ، میتوانى معارف مورد بحث در این سوره را که خدایتعالى آنرا جزو نماز مسلمانان قرار داده ، با آنچه که مسیحیان در نماز خود میگویند، و انجیل متى (6: - 9 - 13) آنرا حکایت مى کند، مقایسه کنى ، آنوقت مى فهمى که سوره حمد چیست .

در انجیل نامبرده که بعربى ترجمه شده ، چنین میخوانیم (پدر ما آن کسى است که در آسمانها است ، نام تو متقدس باد، و فرمانت نافذ، و مشیتت در زمین مجرى ، همانطور که در آسمان مجرى است ، نان ما کفاف ما است ، امروز ما را بده ، و دیگر هیچ ، و گناه ما بیامرز، همانطور که ما گناهکاران بخویشتن را مى بخشیم ، (یعنى از ما یاد بگیر)، و ما را در بوته تجربه و امتحان قرار مده ، بلکه در عوض از شر شریر نجات ده .

خوب ، در این معانى که الفاظ این جملات آنها را افاده مى کند دقت بفرما، که چه چیرهائى را بعنوان معارف الهى و آسمانى به بشر مى آموزد، و چگونه ادب بندگى در آن رعایت شده ، اولا بنمازگزار مى آموزد، که بگوید: پدر ما (یعنى خدایتعالى ) در آسمانها است ، (در حالیکه قرآن خدا را منزه از مکان میداند) و ثانیا درباره پدرش دعاى خیر کند، که امیدوارم نامت متقدس باشد، (البته فراموش ‍ نشود که متقدس باشد، نه مقدس ، و خلاصه قداست قلابى هم داشته باشد کافى است ) و نیز امیدوارم که فرمانت در زمین مجرى ، (و تیغت برا) باشد، همانطور که در آسمان هست ، حال چه کسى میخواهد دعاى این بنده را درباره خدایش مستجاب کند؟ نمیدانیم ، آنهم دعائیکه بشعارهاى احزاب سیاسى شبیه تر است ، تا بدعاى واقعى .

و ثالثا از خدا و یا بگو پدرش درخواست کند: که تنها نان امروزش را بدهد، و در مقابل بخشش و مغفرتى که او نسبت به گنهکاران خود مى کند، وى نیز نسبت باو با مغفرت خود تلافى نماید، و همانطور که او در مقابل جفاکاران از حق خود اغماض مى کند، خدا هم از حق خود نسبت باو اغماض کند، حالا این نمازگزار مسیحى چه حقى از خودش دارد، که از خود او باشد، و خدا باو نداده باشد؟ نمیدانیم .

و رابعا از پدر بخواهد که او را امتحان نکند، بلکه از شر شریر نجات دهد، و حال آنکه این درخواست درخواست امرى است محال ، و نشدنى ، براى اینکه اینجا دار امتحان و استکمال است ، و اصلا نجات از شریر بدون ابتلاء و امتحان معنا ندارد.

سخن عجیب گوستاولوبون

از همه اینها بیشتر وقتى تعجب مى کنى ، که نوشته قسیس فاضل گوستاولوبون را در کتاب تاریخ تمدن اسلامش ببینى ، که میگوید اسلام در معارف دینى چیزى بیشتر از سایر ادیان نیاورده ، چون همه ادیان بشر را بسوى توحید، و تزکیه نفس ، و تخلق باخلاق فاضله ، و نیز به عمل صالح دعوت مى کردند، اسلام نیز همین ها را گفته ، چیزیکه برترى یک دین را بر دین دیگر اثبات مى کند باین است که ببینیم کدام یک از ادیان ثمره بیشترى در اجتماعات بشرى داشته ، (و لابد منظورش این است که ثمره دین مسیحیت در تعلیم و تربیت بیشتر از اسلام است ) و از این نیز عجیب تر آنکه بعضى از مسلمان نماها نیز این گفتار وى را نشخوار کرده ، و پیرامون آن داد سخن داده است .

 منبع: تفسیر المیزان ، علامه طباطبایی ، جلد اول تفسیر سوره ی حمد

/ 1 نظر / 3 بازدید
محسن

ممنون از زحماتتون